معرفی مدیر وب سایت

منوی اصلی

صفحه اصلی
تصاویر روستای سیدان پس از باران
ورودی روستای دارالسّیاده سیّدان
توصیه های عرفانی و اخلاقی
تصاویر کمیاب از حرم امام رضا (ع)
مصاحبه با فرزندان حضرت سیّد مرتضی
تصاویر روستای دارالسّیاده سیّدان
مناظر روستای دارالسّیاده سیّدان تصاویر پانوراما تصاویر قلعه آستان مقدّس امامزاده سیّد مرتضی(ع) باغهای روستای دارالسّیاده سیّدان پرچم گنبد حضرت سیّد مرتضی(ع) پای کوه دُل دُل درختان کهنسال در دارالسّیاده سیّدان ضریح مطهر حضرت سیّد مرتضی (ع) محصول زرشک در روستای سیّدان
نام خانوادگی فرزندان سیّد مرتضی (ع)
اماکن تفریحی و زیارتی روستای سیّدان
دانلود کتب دانشمندان روستای سیّدان
بزرگان و دانشمندان روستای سیّدان
گلزار شهدای روستای سیّدان
معرفی وب سایت های مرتبط
میوه های تابستانی روستای سیّدان
گلهای وحشی طبیعت روستای سیّدان
حضور آیت الله شاهرودی در سیّدان

معرّفی امامزاده سیّد مرتضی (ع)

روستای دارالسّیاده سیّدان ، روستایی است بسیار زیبا و خوش آب و هوا که در دهستان فخررود از توابع بخش قهستانِ شهرستان درمیان، در استان خراسان جنوبی واقع است.

نام این روستا برگرفته از اهالی آن است ، که همگی سیّد هستند و از نسل امامزاده مدفون در این روستا می باشند.

این روستا زادگاه چندی از بزرگان دینی بوده است که از جمله می‌توان به آقا سیّد حامد رضوی ، علّامه آقا سیّد محمّد فرزان ، حضرت آیت الله العظمی آقای آقا سیّد حسن تهامی و سردار شهید دکتر آقا سیّد احمد رحیمی اشاره نمود.

این روستا زادگاه مادری حضرت آیت الله العظمی آقای آقا سیّد محمود هاشمی شاهرودی - رئیس سابق قوّه قضائیّه و مرجع عالیقدر شیعیان جهان - است. پدربزرگ ایشان حضرت آیت الله العظمی آقای آقا سیّد علی مدد موسوی از بزرگان دینی و مراجع تقلید آن منطقه در دوران مشروطه بوده اند.

حرم مطهّر و آستان مقدّس امامزاده حضرت سیّد مرتضی (علیه السّلام) از نوادگان حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السّلام) ، در روستای دارالسّیاده سیّدان قرار دارد و اهالی این روستا از نسل این امامزاده هستند.

درسال 496 هجری قمری ، حضرت سیّد مرتضی (علیه السّلام) در حالی که به همراه اهل بیت و خویشاوندان شان از شهر پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) - مدینه منوّره - عازم زیارت امام الرّئوف حضرت علیّ بن موسی الرّضا عليه آلاف التّحيّه والثّناء بوده اند، در منطقه فعلی روستای دارالسّیاده سیّدان غریبانه به دست دشمنان اهل بیت (علیهم السّلام) به شهادت می رسند. از این رو حضرت سیّد مرتضی (علیه السّلام) به مسافر طوس ، ملقّب شده اند.

پس از شهادت حضرت سیّد مرتضی (علیه السّلام) ، فرزندان و خانواده ایشان به مدینه باز نمی گردند. در روستای دارالسّیاده سیّدان می مانند و در کنار آستان مطهّر ایشان به زندگی می پردازند.

به میمنت حضور و اقامت همسر ، خانواده و فرزندان حضرت سیّد مرتضی (علیه السّلام) در روستای سیّدان ، نسل و ذریّه حضرت زهرا (سلام الله علیها) تا به امروز در این منطقه بر جای مانده است.

تابلوی ورود به روستا

آداب زیارت حضرت سید مرتضی

آداب زیارت امام زاده حضرت سید مرتضی (علیه السلام)

1- غسل زیارت برای حضور در حرم‌.

2- پوشیدن جامه نو و لباس تمیز و استفاده از عطر.

3- وقار ، طمأنینه ، آرامش و وقار ظاهری.

4- خضوع و خشوع.

5- ذکر تکبیر و تسبیح.

6- اذن دخول خواندن.

7- عتبه بوسی ، ادای احترام و ارج نهادن به جایگاه والای حرم‌ مطهر.

8- حضور در کنار قبر و بوسیدن ضریح.

9- ادب نسبت به قبر مطهر.

10- پرهیز از حرف‌های بیهوده و کارهای لغو.

11- خواندن زیارت اربعین ، زیارت جامعه کبیره ، زیارت امین الله و بسیاری از زیارتنامه‌هایی که از ائمه اطهار نقل شده و کلام امام معصوم است.

12- دعا ، تلاوت قرآن و عبادت.

13- تکریم خادمین حرم مطهر.

14- وداع و خداحافظی در آخرین روز یا آخرین لحظات.

اوقات شرعی

سخنی از بهجت عارفان

 
 

*** به روستای دارالسّیاده سیّدان خوش آمدید ***

   

بزرگان و دانشمندان روستای دارالسّیاده سیّدان

بزرگان و دانشمندان روستای دارالسّیاده سیّدان (سندادان)

در این تصویر تمثال مبارک سردار شهید دکتر سيّد احمد رحیمی - يكي از پزشکان و فرماندهان سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی - مدفون در گلزار شهدای بیرجند ، به نمایش درآمده است.

سردار شهید دکتر «سیّد احمد رحیمی»در سال ۱۳۳۸ در روستای دارالسّیاده سیّدان (سندادان) متولد شد. وی که از قبول شدگان سال ۵۶ دانشکده پزشکی دانشگاه تهران بود،‌ در سیزده آبان ۵۸ به همراه تعداد دیگری از دانشجویان پیرو خط امام، لانه جاسوسی آمریکا را به تصرف درآورد.

سیّد احمد، مدتی بعد به درخواست دادسرای انقلاب اسلامی بیرجند به این شهرستان مراجعت کرد و مسئولیت فرماندهی سپاه پاسداران این منطقه را پذیرفت. دوران خدمتش در سپاه مقارن شد با نواخته شدن طبل جنگ و آغاز حرکت کور منافقین و فعالیت تروریست‌های اقتصادی و ملاکان غاصب.

شهید رحیمی بعد از سال‌ها مبارزه، در زمستان ۶۱به شوق حضور مداوم در جبهه به همراه خانواده به خوزستان هجرت کرد و روز ۲۴فروردین ۱۳۶۲ در عملیات «والفجر یک» در منطقه شرهانی با اصابت گلوله تانک، به شهادت رسید؛ پیکرش در بوستان شهدای بیرجند آرام گرفت و این زمزمه به یاد ماندنی‌اش محقق شد؛ «دوست دارم در جایی به شهادت برسم که هیچ کس مرا نشناسد و احمد صدایم نزنند و ناله‌هایم را جز خدا کسی نشنود».

 وی قلم زیبا و عارفانه‌ای داشت. در یکی از دل‌نوشته‌هایش می‌خوانیم: «دنیا را با تو چه ؟ و تو را با دنیا چه ؟ دنیا به دنبال هم‌بازی می‌گردد، دنیا تو را برای خود می‌خواهد و آن دم که تو را مکید و از تو سیراب شد، به دنبال دیگری خواهد رفت!».


شهید رحیمی نامه‌های و اشعار زیبایی هم دارد. در یکی از شعرهای این شهید به مناسبت شهادت شهید بهشتی و یارانش آمده است:

می‌چکد خون شهیدان روی میدان

پر کشد جان شهیدان سوی جانان

با شهیدان پر کشیدن سوی یاران

مجلس ختم شهیدان در جماران

از شهیدان زنده گشته دین و قرآن

وز شهیدان بر شکسته شاخ شیطان

تا قیامت مانده بر جا نام آنان

مجلس ختم شهیدان در جماران

چون بهشتی آمد اینک بر شهیدان

نوگلی افزوده شد بر جمع یاران

با رجایی می‌رویم سوی جماران

مجلس ختم شهیدان در جماران

جان فدای هر پیامی از جماران

ای خدا تو حفظ بنما پیر جماران

بخشی از خاطرات خانواده و دوستان شهید را با هم می‌خوانیم:

*اخراج شاگرد ممتاز از کلاس

سال آخر دبیرستان درس می‌خواندم که بحث اختلاط دختر و پسر پیش آمد و خیلی سریع عملی شد ما به این کار معترض شدیم. قبل از انقلاب بود و دخترها با وضع بدی در کلاس حاضر می‌شدند.

یکی از دبیران بسیار مجرب ریاضی که آن زمان به ما درس می‌داد، گفت: من می‌خواهم شما خوب درس بخوانید و کاری به این چیزها ندارم. اما احمد اعتراضش را علنی کرد. در مقابل عقیده دبیرمان ایستاد و گفت: این ترویج بی بند و باری است. دبیر ریاضی به دفتر رفت و گفت: اگر رحیمی در این کلاس باشد من درس نمی‌دهم. احمد هم که از استعداد بالایی برخوردار بود به خاطر همکلاسی‌هایش از این قضیه گذشت و در کلاس حاضر نشد با اینکه رشته ریاضی سخت و سنگین بود و در کلاس‌ها هم حضور نداشت، همان سال در رشته پزشکی دانشگاه تهران با رتبه عالی قبول شد. راوی: مجید شهپر

* من لباس سبز را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم

برای یک مسئولیتی در استان خراسان با شهید صحبت کردم و گفتم استانداری خوب است و می‌شود خوب خدمت کرد. اما او گفت: من این لباس سبز را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم. راوی: محمدابراهیم موهبتی


* کت و شلواری دامادی‌اش را بخشیده بود

احمد پسر خاله‌ام است که اواخر سال ۵۸ با هم ازدواج کردیم. مراسم ازدواجمان در مسجد صاحب الزمان(عج) بیرجند برگزار شد. محفلی صمیمی و بی تکلف. درست همان ساده زیستی که احمد طالبش بود. وقتی در کنارم می‌نشست تا خطبه عقد جاری شود، کت دامادی به تن نداشت. علت را جویا شدم. آهسته گفت: توضیحش مفصل است باشد برای بعد!

چند روز پس از مراسم برایم توضیح داد: آن شب یکی از برادران پاسدار به دیدنم آمد. سر صحبت که باز شد متوجه شدم او هم قرار است همزمان با من ازدواجش را جشن بگیرد. اما لباس دامادی ندارد. ترجیح دادم کتم را به او هدیه کنم. او ابتدا قبول نمی‌کرد ولی با اصرار پذیرفت.

این مسأله تنها در همان روز اتفاق نیفتاد. وقتی می‌خواستیم زندگی مشترک‌مان را آغاز کنیم با دیدن فرش دستباف در جهیزیه‌ام از پدرم خواست تا فرش را بردارند و به جایش موکت بدهند. پدرم در پاسخ به احمد گفت: من فرش را می‌دهم بعد هر کاری خواستید خودتان بکنید.

* برای آخرین بار تنها فرزندش را نبوسید

در آخرین خداحافظی‌اش، وقتی به در منزل رسید، ایستاد و برگشت تا دختر ۴ ماهه‌مان را ببوسد. هنوز چند قدمی به او نزدیک نشده بود که لب‌ش را گاز گرفت و از همانجا برگشت تا مبادا عشق و علاقه آسیه او را از رفتن به جبهه بازدارد. راوی: مریم کرمی، همسر شهید


* همسرم، جهاد تو صبر و استقامت است

در وصیتنامه شهید رحیمی آمده است: پدر، مادر، همسر، خواهران و برادرانم؛ وقتی به حقی که هر کدامتان بر من دارید و آنچه که در من در این رابطه انجام داده‌ام، فکر می‌کنم دردی سنگین جانم را پر می‌کند. من در زندگی حق هیچ‌کدامتان را ادا ننموده‌ام و در این رابطه جداً طلب رضایت و مغفرت دارم. من همیشه این را گفته‌ام که چه قبل و چه بعد از انقلاب هیچ کاری در رابطه با انقلاب و خون شهدا انجام نداده‌ام. و اگر در مورد حقوق شما به خصوص همسرم کوتاهی کرده‌ام، برای کار بیشتر و جبران کوتاهی‌ها بوده است، به هر حال امیدوارم که قلباً و واقعاً از من راضی باشید.

همسرم! جهاد من در این است که با کفار بجنگم؛ جهاد تو در این است که وقتی برای تو خبر آوردند صبر کنی، استقامت داشته باشی و فرزندم را زینب‌وار تربیت کنی.